سایت قبلی (2)

در این قسمت می‌توانید به برترین مطالب نسخه قدیمی سایت، دسترسی داشته باشید.

حافظ: نقد قدرت در عرصه آیین و سیاست(1)

«حافظ»، افزون بر آنکه در کسوت شاعری، جلوه یی ممتاز و ظهوری تام دارد، در هیأت یک میراث دار سترگ فرهنگ ایرانی نیز خوش درخشیده است. این شخصیت بزرگ تاریخی هیچگاه چشم بر وضعیت عینی و ملموس حیات دوران خود نبسته بود و ضمن توصیف شرایط زیست زمانه خود، نگاه و نگرشی انتقادی هم پیشه کرده است. بر همین اساس همه اندیشه وران و فرهنگ شناسان، حافظ را یک منتقد اجتماعی نیز دانسته اند. مطلب حاضر می کوشد شاخص های تفکر انتقادی رابا تکیه بر دستاوردها و شعارهای اصلاح طلبانه امروز به کاوش و بررسی بگیرد. اگرچه در مقام نظر، قرینه سازی ها و شبیه سازی ها همواره در معرض ظن و تردید بوده اند اما با وجود این نکته، نمی توان از شباهتهای موجود میان دل نگرانیهای حافظ و شعارهای اصلاح طلبانه امروزین دیده بردوخت.

حافظ اصلاح طلب
در گفتمان جنبش جامعه مدنی ایران واژه «اصلاح طلبی» بیش از هر اصطلاح دیگری آشنا و ملموس است. به عقیده راقم این سطور، حافظ در صف مقدم اصلاح طلبان عصر خود جای داشته است. رویکردهای اصلاح طلبی در زمان حافظ و روزگار ما، کم و بیش از خصلتهای یکسانی برخوردار است:
الف ـ تقدس زدایی از قدرت زمینی به شیوه انتقاد از ناترازمندی های عملکرد حاکمیت.
ب ـ تغییر وضع موجود به سمت وضع مطلوب از طریق مسالمت آمیز.
برخلاف کسانی که حافظ را اصولاً شاعری سیاسی نمی دانند و او را تا حد قدیسین به عرش اعلی می برند، نگارنده به ابرام معتقد است که حافظ شاعری اجتماعی، سیاسی و منتقدی اصلاح طلب و مسالمت جوست:
یک حرف صوفیانه بگویم اجازتست؟
ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
البته بدیهی است که اندیشه سیاسی نهفته در شعر حافظ با متروگز اندیشه سیاسی شاعران امروزی ـ امثال پاز، نرودا، لورکا، حکمت، نیما و شاملو ـ قابل قیاس نیست. کمااینکه مقایسه زمانه او نیز با روزگار ما، قیاس مع الفارق است. با این حال در سیاسی ـ انتقادی بودن بسیاری از تک بیت های غزل حافظ کمترین تردیدی نمی توان روا داشت. این حافظ منتقد است که از سازوکارهای اجتماعی عصر خود به ستوه آمده و حتی پای از دایره اصلاح طلبی مسالمت آمیز بیرون گذاشته و در قالب انقلابیون بی قرار فرورفته و گفته است:
عقاب جور گشاده ست بال بر همه شهر
کمان گوشه نشینی و تیر آهی نیست
«طرح نو» ی که حافظ از طریق سه راهکار: «گل افشانی»، «می در ساغر اندازی» و «سقف فلک شکافی» مطرح کرده است تفکری جز تغییر ساختاری وضع موجود به دنبال ندارد. تذکر پی در پی حافظ به شاهان آدمخوار قرون وسطایی، در خصوص اینکه عدالت پیشه کنند و از ستمکاری بپرهیزند، مفهومی جز توجه حافظ به نقد عملکرد حاکمیت استبدادی ندارد:
شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
به قدر و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
بسیار طبیعی است که در غزلهای حافظ افول دوران خودکامگی و چرخش قدرت سیاسی، اینگونه مجال بروز بیابد:
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
بعد از این نور به آفاق دهیم از دل خویش
که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
و براستی کدام غزل سرا توانسته است به سان حافظ، حوادث تلخ هجوم مغولان را، اینگونه با دریغ و درد فراوان به تیغ نقد بکشد:
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که برگ گلی ماند و بوی یاسمنی
ببین در آینه جام نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب فتنی
ز تندباد حوادث نمی توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا، سمنی
نکته حیرت انگیز اینجاست که حافظ برای مقابله با یورش غارتگران خونریز تیموری، به دنبال تجهیز لشکر ویارکشی نمی رود. او برای حل بحران جنگ و خشونت و دفع بلایی که مزاج دهر را تبه کرده است؛ از فکر حکیمان و رأی برهمنان مدد می جوید:
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رأی برهمنی
چنان که دانسته است حافظ به سه پادشاه دوران خود (شاه شیخ ابواسحق اینجو، شاه شجاع و شاه منصور مظفری) کم و بیش گرایش داشته و ایشان را حتی المقدور ـ و نه به اکراه ـ ستوده است. چرا حافظ به اقتدار شاه منصور می نازد و در دل و به زبان خواستار فزونی آن می شود، اما اقتدار مبارزالدین محمد را به سخره می گیرد و به بیان کنایی نابودی آن را آرزو می کند؟ پاسخ برای همه کسانی که با روش سیاسی این دو پادشاه آشنا هستند، روشن است. مبارزالدین محمد با استفاده از اقتدار خود به قلع و قمع آزادیخواهان فارس پرداخته، اما شاه منصور درمقابل یورش سپاه متجاوز تیمور صف کشیده است. انتقاد حافظ از خودکامگی امیر مبارز و حتی شاه شجاع ـ آنگاه که به شیوه پدر رفته است ـ بیانگر توجه شاعر به عملکرد حاکمیت سیاسی اجتماعی روزگار خود است. حافظ از طریق پایین کشیدن علم و کتل و بیرق اسلام کذایی شاه غازی عملاً به بررسی، نقد و تقدس زدایی از قدرت زمینی حاکم برخاسته است:
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد
اگرچه باده فرحبخش و باد گلبیزست
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کس این گمان ندارد
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که برآید
تقدس زدایی حافظ از حاکمیت ـ که راهی جز اصلاح جامعه را پی نمی گیرد ـ از حوزه نقد قدرت سیاسی فراتر می رود و تمام حوزه های ناهنجار و ناترازمند جامعه را فرامی گیرد. در این راه حافظ به مفتی و فقیه و صوفی و شیخ و امام شهر و واعظ و پیر و غیره رحم نمی کند و مهمترین امتناع ساختی اصلاحات را ـ که در روزگار او «ریا» بوده است ـ جراحی می کند:
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
برخورد جدی حافظ با این دار و دسته به یکی دو بیت خلاصه و محدود نمی شود و از بسامد متعدد و فراوانی انتقادهای شاعر نسبت به سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی ومذهبی عصر خود براحتی می توان دریافت که نقد وضعیت موجود جامعه اولویت اصلی اندیشه حافظ بوده است …
می خور! که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
به اعتبار آنچه که گفته شد، اگر بپذیریم که حافظ متفکری نواندیش، دینی و اصلاح طلب است و می کوشد جامعه را به سمت و سوی شکل و شمایلی مطلوب هدایت کند، جا دارد این سؤال پیش کشیده شود که جامعه مطلوب حافظ در کجای اشعار او رخ نموده است.

ادامه دارد …

بی اطلاعی از قواعد جهانی، فرصت سوزی در تبلیغ دین است

حوزه های علمیه به عنوان یک نهاد تبلیغی و یک مؤسسه عظیم علمی- دینی باید گستره حضور خود را جهانی و بین المللی تعریف کنند و با نگاه مشتاقانه، شیفتگان معارف ناب الهی در سراسر دنیا را بی پاسخ نگذارند، اما به نظر می رسد نکاتی در این ارتباط و عملکرد جهانی باید مورد توجه قرار گیرد تا حوزه های علمیه حضوری مؤثر و بهینه در جهان داشته باشند و همه جهانیان علاقه مند از تأثیر حضور آنها بهره مند شوند. با موضوع «رسالت جهانی حوزه های علمیه» با اساتید گرانقدر حوزه به گفتگو پرداختیم:

موانع معرفتی وجود ندارد
حضور حوزه های علمیه در عرصه بین المللی هم یک ضرورت است و هم یک نیاز، چرا که تمام ادیان و مذاهب با تمام امکانات و داشته های خود به عرصه کارزار آمده تا با ایجاد جذابیتهای مختلف، گوی سبقت را از رقبا بربایند.
در زمینه ضرورت حضور حوزه های علمیه در عرصه جهانی و انجام وظایف و رسالتهای تبلیغی و دینی محوله، «حجةالاسلام والمسلمین محسن الویری» عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق(ع) و استاد حوزه علمیه به ما می گوید: ضرورت فعالیت حوزه های علمیه در عرصه بین الملل اجتناب ناپذیر است و اگر دین جهانی است دیندار نمی تواند جهانی نباشد؛ در تمام اقشار و گروه های اجتماعی در همه رده ها این نیاز یعنی نیاز به دانستن از اسلام و حوزه های علمیه وجود دارد. پس خلاهای موجود در جهان باید درست و دقیق فهمیده شوند و فعالیتهای حوزه های علمیه باید در این زمینه گسترش بیشتری یابند؛ خوشبختانه در این زمینه موانع معرفتی وجود ندارد و کسی که قائل به منع فعالیت در عرصه بین المللی باشد سراغ نداریم. این استاد حوزه و دانشگاه ادامه می دهد: آمادگی احساسی و انگیزشی در حوزه های علمیه وجود دارد و همین که مدیر حوزه علمیه معاونتی به نام معاونت بین الملل راه اندازی نموده است خود گواهی بر این مطلب است؛ البته در زمینه های عینی و مصداقی برای فعالیت در عرصه بین الملل کمبودهایی وجود دارد و سازوکارهای عملیاتی برای فعالیت در عرصه بین الملل باید آماده باشد.

نگاه سنتی پاسخگو نیست
حجةالاسلام و المسلمین احمد مبلغی، رئیس پژوهشکده علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی و از اساتید حوزه علمیه نیز به ما می گوید: عرصه بین المللی فضایی است که نمی توان در آن نگاه خرد و جزیی به مسایل داشت ضمن اینکه نگاه صرفاً سنتی نیز پاسخگوی مسایل نیست، چرا که مسایل جهانی طیف های مختلفی را تشکیل می دهد، از مسایل محیط زیست گرفته تا ارتباطات بین المللی و همچنین مسایلی که دغدغه جهان امروز است؛ مثل توسعه و جهانی شدن که مواجه با آن زمانی آسان می شود که سعی کنیم آنها را بشناسیم.
معاون پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی ادامه می دهد: مطلب دیگر این است که باید حوزه علمیه در متن حوادث بین المللی حضور داشته باشد چرا که حوزه های علمیه این توانایی را دارند که نقش آفرینی مثبت و فعالی در این زمینه داشته باشند مخصوصاً در عرصه های فرهنگی.

اتکا به رسانه
اما اینکه فعالیت بین المللی که از رسالت های مهم حوزه های علمیه است چگونه باید باشد، پرسش دیگری است و اینکه آیا تأثیرگذاری حوزه های علمیه فقط منحصر به حضور فیزیکی در خارج از کشور است یا اینکه روشهای دیگری نیز وجود دارد.
حجةالاسلام و المسلمین مبلغی می گوید: گاهی منظور از فعالیت بین المللی حضور فیزیکی است و گاهی منظور حضور مجازی است؛ وقتی صحبت از حضور می کنیم حضور فیزیکی به ذهن می آید اما افزون بر آن، حضور رسانه ای هم لازم است که تعریف خاص خود را دارد و حتی گاهی کارکرد رسانه از محتوایی که می خواهد ارایه بشود بیشتر است، رسانه اصولاً نقطه التقاء بین مخاطب و پیام دهنده و محتواست و دائماً اینها را تنظیم و مدیریت می کند به خاطر همین اگر شما رسانه را بد مدیریت کردید از آن فقط پوسته می ماند و به طور کلی حضور به هم رساندن در رسانه در عرصه بین الملل اقتضائات خاص خود را دارد.

تجربه های بین المللی سرمایه ای عظیم
برای حضور بهتر و مؤثرتر در صحنه های جهانی چه سرمایه هایی در اختیار داریم و توانایی های ما چیست؟ حوزه های علمیه اگرچه به صورت سازمان یافته فعالیت گسترده در عرصه بین الملل نداشته است، اما تجربه هایی خوب در این زمینه توسط برخی فضلا و اندیشمندان حوزوی کسب شده است که می تواند چراغ راه آینده فعالیت در جهان باشد و توجه به این سرمایه اهمیت زیادی دارد.
مبلغی در این زمینه به ما می گوید: کسانی که از حوزه های علمیه وارد عرصه بین الملل شدند عمدتاً تجربه های خوبی دارند و حداقل یک درک اولیه از شرایط و قواعد حضور در عرصه بین الملل دارند، خیلی خوب است که بتوان تجربه های اشخاص را شناخت و استحصال کرد و بعد از تجزیه و تحلیل آن را تبدیل به یک مشی و آیین نامه کرد و بدین وسیله از برخی مشکلات ارتباطی تکراری جلوگیری کرد.
دکتر الویری نیز می گوید: شخصیت های خوب حوزوی هستند که اثرگذار بودند مثل شهید بهشتی که در آلمان فعالیت خوب و مؤثری داشتند و شیوه های نویی را برای تبلیغ به کار می گرفت. مثل شیوه پاسخ کتبی به سؤالات و شبهات مطروحه و همچنین سایر افراد بین المللی حوزه؛ این تجربه های ارزشمند قابلیت بازخوانی دارد و در خدمت حوزه های علمیه است و در واقع میراث حوزه است که می توان با شناساندن صحیح و کامل آن به حوزویان، به آنان در عرصه بین الملل و فعالیتهای مرتبط با آن کمک کرد.
وی ادامه می دهد: ثبت تجربیات طلاب موفق در عرصه فعالیت جهانی کاری ضروری است و نظریات تبلیغی در عرصه بین الملل باید برای استفاده سایرین ارایه شود. معاونت بین الملل حوزه هم می تواند با برگزاری کنفرانس های مفید در این امر کمک کند؛ مثلاً یک کنفرانس بگذارد و سفرای کشورهای مختلف یا افراد آشنا به شرایط کشورها را دعوت کرده و از آنها بخواهد کشور خود و ظرفیتهای آن را معرفی کنند.

طلاب زبان دان تربیت شوند
به نظر می رسد برای فعالیت در عرصه بین الملل کاستی هایی هم وجود دارد؛ این موانع می توانند انواع مختلفی داشته باشند از جمله نبود برخی امکانات سخت افزاری و فراهم نبودن برخی زیرساختها، عدم آشنایی طلاب با زبان دوم و فضای فعالیت سایبری و همچنین برخی کاستی های دیگر که بر اساس رسالتی که حوزه های علمیه در عرصه بین الملل بر عهده دارند باید نسبت به رفع آن اقدام نمود و شرایط را برای تبلیغ جهانی دین مبین اسلام و مذهب حقه شیعه و فرهنگ مرتبط با آن فراهم نمود.
حجةالاسلام مبلغی در این مورد معتقد است: فضای بین المللی قواعد و قوانین خاص خود را دارد و عدم رعایت آنها نوعی فرصت سوزی است و اگر کسی به این قوانین واقف نباشد آثار سویی دارد لذا باید ادبیات و اقتضائات بین المللی را رعایت نمود.
وی می افزاید: باید کنفرانس های بین المللی را تقسیم و دسته بندی کنیم و با حضور در آنان سعی کنیم نسبت به مسایل بین المللی آگاهی یابیم.
حجةالاسلام الویری نیز می گوید: مشکل ارتباطات بین المللی حوزه این است که تعریف شده و سازماندهی شده نیست و اگر هم فعالیتی در زمینه بین المللی می شود، ناچیز است و به چشم نمی آید.
مطلب دیگر اهمیت آموزش زبان خارجی در میان طلاب است و اینکه این امر باید با جدیت و سرعت بیشتری دنبال شود چرا که دانستن زبان گام عملیاتی است برای بهره برداری از فرصتها و هر چقدر طلاب و اساتید قدرت مکالمه داشته باشند امکان ارتباط بیشتر است.
وی ادامه می دهد: مؤسسات و نهادهایی که از اساتید و علمای مشهور جهانی دعوت می کنند به ایران خوب است فرصتی را هم برای حوزه در نظر بگیرند تا ملاقاتها و نشستهای علمی با اساتید و طلاب داشته و از این فرصت برای تبادل افکار استفاده کنند.

اسراییل بزرگ – آذربایجان بزرگ

سیاستگذاران اسرائیلی بسیار مشتاقند، این استنباط را که اسرائیل به طور ذاتی یک کشور ضد مسلمان است، از بین ببرند و برای گسترش روابط با کشورهای مسلمان میانه رو ارزش بسیاری قایلند. در زمینه تداوم مناقشه اعراب و اسرائیل و روند صلحی که بارها آغاز می شود و پایان می یابد، حفظ روابط دیپلماتیک و سیاسی با کشورهای مسلمان میانه رو برای مذاکرات صلح اسرائیل بسیار اهمیت دارد، زیرا استنباط ضد مسلمان بودن تل آویو را از میان برمی دارد.

از زمان سقوط شوروی، هدف سیاسی اصلی رژیم اسرائیل در منطقه، جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در جمهوری های شوروی سابق بوده است؛ بنابراین، برای طراحان سیاست خارجی رژیم اسرائیل، ضرورت دارد که تضمین دهند جمهوری های مسلمان علیه تل آویو متحد نمی شوند و به جبهه به اصطلاح مخالفان نمی پیوندند.
تصمیم گیرندگان اسرائیلی تصریح می کنند، با گسترش روابط سودمند با کشورهای مسلمان و با این استنباط بین المللی که رژیم اسرائیل یک ضد مسلمان است، مقابله می کنند، همچنین از اعمال نفوذ هر چه بیشتر ایران در منطقه جلوگیری می شود، چرا که ایران به عنوان دشمن اولیه رژیم اسرائیل شناخته شده است. ایران به عنوان تهدید واقعی برای امنیت رژیم اسرائیل و عراق به عنوان مشکلی برای آمریکا نگریسته می شود.
برای گسترده ساختن بازاری که رژیم اسرائیل می تواند از آن نفت بخرد، رژیم اسرائیل دومین خریدار بزرگ نفت آذربایجان است و آمریکا عرضه نفت به رژیم اسرائیل را تضمین می کند.
همچنین تضمین و تأمین امنیت جمعیت بومی یهود و ارایه تسهیلات فرهنگی به آنان مطلوب نظر است؛ رژیم اسرائیل به برقراری ارتباط با نخبگان می پردازد و نه با توده های غیر یهودی. هر چه آذربایجان بیشتر برای حفظ امنیت خود و تهیه سلاح از رژیم اسرائیل هزینه کند، پول کمتری برای طرح های توسعه و طرح های اجتماعی هزینه خواهد کرد.
بهای همکاری نزدیک با رژیم اسرائیل به این ترتیب است؛ اگر از سرکوب در یکی از این کشورها استفاده شود، این احتمال هست که این سرکوب در یادها باقی بماند و افراد مسئول در این جریان، مورد پیگرد قرار گیرند. در این شرایط، رژیم اسرائیل کار چندانی برای تأمین و تضمین موقعیت خود در منطقه انجام نداده است؛ بنابراین، برای گروه های بی میل و بی علاقه آسانتر است که به دوستان اسرائیلی کشورها ضربه بزنند تا به خود کشورها. به این ترتیب، منافع رژیم اسرائیل در بیرون از کشور، می تواند به عنوان یک صاعقه گیر و یک هادی جریان عمل کند. «آذربایجان بزرگتر»، واژه اغراق آمیز و بیشتر یک تهدید لفظی است تا یک تهدید واقعی. اگر به اصطلاح آذربایجان جنوبی از ایران تجزیه شود، این مسأله به طور چشمگیری پیچیده تر می شود و بار دیگر مسأله ناگورنو قره باغ دوباره تکرار می شود.
رژیم اسرائیل به خودی خود، به دنبال برتری در جنوب قفقاز نیست، بلکه در پی حمایت از منافع خود است. این موضوع آن را متحد جذابی برای کشورهای منطقه می سازد. از سوی دیگر، رژیم اسرائیل نمی خواهد مهاجرت های بیشتری را موجب شود، بلکه مایل به حفظ وضع موجود است.
در این چهارچوب نامنظم عوامل سیاسی و واقعیت های منطقه ای بازیگری رژیم اسرائیل چندان غیر ممکن نیست. تل آویو به عنوان یک عامل جدی در منطقه و به ویژه از راه روابط با آذربایجان ـ که به طور طبیعی بر ساختارها و ملاحظات کنونی امنیتی منطقه تأثیرگذار است ـ خود را به خوبی مستقر کرده است.
در این باره، توجه به این آمار جالب است: «پنجاه هزار آذری در اسرائیل و صد هزار اسرائیلی در آذربایجان زندگی می کنند؛ بیش از چهل هزار یهودی آذری به اسرائیل مهاجرت کرده اند که نیمی از آنها جمعیت اصلی به شمار می روند و تقریبا صد و پنجاه هزار یهودی در آذربایجان مانده اند؛ اغلب یهودی های آذری در حیفا مسکن گزیده اند. از زمان سقوط شوروی، دولت اسرائیل در ابتکار سیاسی مهم و عظیمی برای گسترش و حفظ روابط حسنه با جمهوری های سابق شوروی در آسیای مرکز و قفقاز درگیر شده است. سیاست استراتژیک اسرائیل در منطقه در راستای پیشبرد اهداف و منافع سیاست خارجی تاریخی تل آویو گام برداشته است و هدف سیاسی اصلی اسرائیل در منطقه، جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در جمهوری های شوروی سابق بوده است.»
در آن زمان، برای طراحان سیاست خارجی رژیم اسرائیل، ضرورت داشت که تضمین دهند جمهوری های مسلمان علیه تل آویو متحد نمی شوند و به جبهه به اصطلاح مخالفان نمی پیوندند. این مسأله به ویژه درباره قزاقستان که به عنوان یک قدرت هسته ای واقعی به استقلال رسیده بود، بسیار جدی بود.
روابط رژیم اسرائیل با آذربایجان، بنا بر دلایل متعددی اهمیت دارد؛ آذربایجان یک کشور مهم استراتژیک، دارای منابع غنی و مسلمان شیعه است و به عنوان یک کشور ساحلی خرز، آذربایجان، این امکان را دارد که یک صادر کننده عمده هیدروکربن باشد.
بنا بر دیدگاه برخی تحلیلگران، حتی این اندیشه هست که روزی، نفت خام خزر به رژیم اسرائیل راه پیدا کند و البته باید گفت که این رخداد، برای جامعه سیاسی آمریکا بسیار جذاب است، چرا که واشنگتن حفظ نفت رژیم اسرائیل را تضمین می کند.
از سوی دیگر، آذربایجان به دلیل تجربه عصر شوروی، امروزه یک کشور مسلمان سکولار است. با وجود این، از نظر تاریخی یک کشور مسلمان شیعه به شمار می رود و این حقیقت را نباید نادیده انگاشت، به ویژه که در بررسی روابط رژیم اسرائیل و آذربایجان، به یاد داشتن آن بسیار با اهمیت است.
سیاستگذاران اسرائیلی بسیار مشتاقند، این استنباط را که اسرائیل به طور ذاتی یک کشور ضد مسلمان است، از بین ببرند و برای گسترش روابط با کشورهای مسلمان میانه رو ارزش بسیاری قایلند. در زمینه تداوم مناقشه اعراب و اسرائیل و روند صلحی که بارها آغاز می شود و پایان می یابد، حفظ روابط دیپلماتیک و سیاسی با کشورهای مسلمان میانه رو برای مذاکرات صلح اسرائیل بسیار اهمیت دارد، زیرا استنباط ضد مسلمان بودن تل آویو را از میان برمی دارد.
افزون بر این، سیاستگذاران اسرائیلی با بهره از روابط حسنه میان باکو و تل آویو، نشان می دهند که رژیم اسرائیل ناتوان از گسترش روابط با دیگر کشورهای شیعه نیست. البته در این سناریو از ایران نام برده نشده، ولی موردنظر بوده است.
طراحان امنیت ملی رژیم اسرائیل در برخی سطوح اصلی پذیرفته اند که سرانجام، رژیم اسرائیل در آینده توجه همه کشورهای منطقه از جمله ایران را به خود جلب خواهد کرد؛ بنابراین، این کاملاً سودمند است که رژیم اسرائیل بتواند هم به جامعه بین الملل و هم به ساکنان سرزمین های اشغالی فلسطین ، نشان دهد که روابط مثبت و حسنه می تواند وجود داشته باشد؛ صلح و امنیت به آنها عرضه خواهد شد و شنوندگان و مخاطبان داخلی این پیام را نمی توان نادیده انگاشت.
آذربایجان از این جهت مورد توجه قرار گرفته است که تاریخ به نسبه کمی از ضد سامی گرایی دارد. جامعه یهود بر خلاف دیگر کشورهای اتحاد شوروی سابق در آذربایجان و باکو دارای تاریخی طولانی هستند و برای همین، باید توجه داشت که به ویژه برای تسریع در سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی، به ویژه صنعت پتروشیمی، سرزمین اشغالی فلسطین بزرگترین جایی است که به فاصله سه ساعت پرواز از باکو فاصله دارد. سرمایه گذاری رژیم اسرائیل در آذربایجان همچنین با پیشبرد سیاست های ضد ایرانی تل آویو در قفقاز ارتباط می یابد.
بیکاری گسترده در این جمهوری شوروی سابق ـ که نزدیک به 50 درصد است ـ به معنای آن است که کمک اقتصادی و مالی رژیم اسرائیل، می تواند راه به نسبت طولانی را پشت سر گذارد. در این باره، باید گفت که تجارت هایی از صنایع متفاوت، از جمله ساختمانی، توریسم و جهانگردی، هوانوردی و فن آوری کامپیوتر در این مجمع فعالیت داشتند.
این مجمع همچنین برنامه دارد تا مأموریت تجاری به رژیم اسرائیل انجام دهد و از همتایان اسرائیلی دعوت کند تا از آنجا دیدن نموده و به کشف فرصت های اقتصادی در این جمهوری سابق شوروی بپردازند. هم اکنون رژیم اسرائیل دومین وارد کننده بزرگ نفت از آذربایجان و همچنین وارد کننده کالاهای دیگر نیز نظیر ماهی دریای خزر است.
مقامات اسرائیلی اشاره کرده اند که پایانه خط لوله نفتی جیحان تنها چند ساعت از حیفا و پالایشگاه های آن فاصله دارد و روشن کرده اند که راه نفت خام باکو ـ جیحان در رژیم اسرائیل پایان می پذیرد. برای نمونه، از ارتباطات پیچیده میان فن آوری اسرائیل و فرصت های آذربایجان می توان Bakcell یکی از بزرگترین عرضه کنندگان تلفن همراه آذربایجانی را که بخشی از آن تحت مالکیت و مدیریت رژیم اسرائیل است، نام برد. هم اکنون یهودیان آذری که به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده بودند، شروع به بازگشت به این جمهوری سابق شوروی کردند تا در تجارت و سرمایه گذاری آینده آذربایجان نقش داشته باشند، در حالی که میزان سرمایه گذاری از سوی یهودیان شوروی سابق به آن سطحی که انتظار می رفت، نرسیده است، ولی میزان تقاضای لازم برای توجیه پروازهای مستقیم هفتگی تل آویو ـ باکو را موجب شده است.
از همه جنبه های روابط با رژیم اسرائیل، اغلب در زمینه همکاری نظامی و امنیتی است که تل آویو می تواند بیشترین سودمندی های محسوس را به دیگر کشورها ارایه کند. از این روی، همکاری نظامی و امنیتی رژیم اسرائیل، ابزار سیاست خارجی است که با آن کشورهای کنترل ناشدنی را به نوعی به سوی خود جذب می کند.
از آنجا که رهبران اسرائیلی، مسائل امنیت ملی (و تهدیدها) را به عنوان تهدیدی مطلق و بالقوه برای ماهیت رژیم اسرائیل تفسیر می کنند، دولت های اسرائیلی جذب و جلب ارتش ها و سرویس های امنیتی در سرتاسر جهان را بسیار سودمند یافته اند. رژیم اسرائیل در اتحاد شوروی سابق روابط نظامی، امنیتی و اطلاعاتی را توسعه داده است. در آسیای مرکزی، شریک و همتای مشتاقی چون ازبکستان پیدا کرده است و در قفقاز، نزدیکترین روابط نظامی و امنیتی را با آذربایجان توسعه داده و ثابت شده است که در جنگ خونین ناگورنو قره باغ، رژیم اسرائیل به آذربایجان تسلیحات می فروخته است.
بنا بر گزارش ها، آذربایجان با فروش نقت خام به رژیم اسرائیل و نیز ترکیه، چین و اوکراین هزینه خرید چنین سلاح هایی را می پرداخته است.
همچنین گزارش شد که یک شرکت امنیتی اسرائیلی به نام خدمات امنیتی «ماگال» برای بهبود امنیت فیزیکی در فرودگاه باکو قرارداد بسته است؛ «ماگال» در حمایت زیر بنایی و فن آوری امنیتی موانع فیزیکی از جمله رویارویی و جلوگیری از مهاجم، متخصص است و قراردادهای متعددی برای بالا بردن سطح کیفی پارامتری های امنیتی در تعدادی از فرودگاه های بین المللی را از آن خود کرده است.
برخی منابع ادعا کرده اند که قراردادهای «ماگال»، شامل تعهداتی برای تأمین خدمات امنیتی برای خط لوله باکو ـ جیحان است؛ هر چند درست بودن این گزارش ها را نمی توان به طور مستقل تأیید کرد.
این گزارش ها اظهار می کنند که موفقیت های «ماگال» در منطقه نمایانگر و حاکی از آن است که چگونه دیگر تجارت های امنیتی رژیم اسرائیل که از موشکافی های عامه دور مانده، وارد بازار آذربایجان شده است؛ اما گزارش های سالانه ماگال، آذربایجان را به عنوان یک منبع درآمد برای همکاری ثبت کرده اند.
در این باره باید گفت که رژیم اسرائیل نمی خواهد مهاجرت بیشتر از اتحاد شوروی سابق را تشویق کند. بر خلاف بیانیه های عمومی، رژیم اسرائیل نمی تواند رشد اقتصادی خود را حفظ کند و نیز نمی تواند مفهوم اسرائیلی «فرهنگ اسرائیلی» را دست نخورده نگه دارد؛ حتی پیش از انتفاضه مسجد الاقصی، اقتصاد رژیم اسرائیل دچار مشکل بود و اکنون این وضعیت پس از سه سال جنگ مداوم بدتر هم شده است.
«شبکه رفاه اجتماعی نمی تواند مانند گذشته حمایت شود. این فشار بزرگی بر دولت است.»
چالش های زبان جدید (عبری) و اجتماعی شدن نوین، جامعه اسرائیل از تمامی مهاجران «فالاشا» می خواهد تا پیش از پذیرفته شدن در جامعه، همگی مذهب عقیده خود را تغییر دهند، اما مهاجرت آنها هنوز مورد پذیرش قرار نگرفته است. عامه اسرائیلی بر این باورند که مهاجرین قفقاز، نتوانستند خود را با جامعه اسرائیلی یکپارچه سازند و عذر این تقصیر برگردن استنباط های جامعه ای است که از روی حسادت، آداب و سنن خود را حفظ می کند، بر تحصیل ارزش نمی نهد، زبان عبری را بیاموزد و با کودکان خود طبق قوانینی رفتار می کند که در اتحاد جماهیر شوروی سابق حاکم بود؛ بنابراین، آنها را به گونه ای نگه می دارند که در مدرسه به موفقیت نرسند، از ارتش رانده شوند، نتواند در استخدام درآیند و به عنوان یک بزهکار نگریسته شوند.

سبک رهبری خدمتگزار

اکثر نظریه‌‌پردازان مدیریت و سازمان، قرن بیست و یکم را قرن رهبری برای سازمان می‌‌دانند. رهبری به دلیل نقشی که در اثربخشی فردی و گروهی ایفا می‌‌کند، عنوان بسیار مشهوری در رفتار سازمانی است. محققان رفتار سازمانی ثابت کرده‌‌اند که رهبران می‌توانند عامل تمایز در سازمان باشند. در واقع رهبران، به پیروان خود چنین القا می‌‌کنند که راه مطلوب را تشخیص ‌دهند و از آنان می‌خواهند که در جهت تشخیص رهبر خود و برای رسیدن به وضعیت مطلوبی که وی مشخص کرده است، تلاش کنند. برای این کار دانشمندان حوزه رفتار سازمانی سبکهای مختلفی را برای رهبری ارائه کرده‌‌اند که این سبکها و روشها در سازمانهای مختلف دنیا از تنوع و گوناگونی فراوانی برخوردارند و از ویژگی‌های حاکم بر محیط تأثیر می‌‌پذیرند. یکی از این سبک‌ها که در سال‌های اخیر مورد توجه دانشمندان حوزه مدیریت قرار گرفته، رهبری خدمتگزار است که به گفته کریتنر این سبک بیش از آنکه جنبه تئوریک داشته باشد بیشتر فلسفی است. هدف اصلی این سبک، ایجاد بهبودهایی در رهبری سازمان‌ها و در شرایط محیطی مختلف می‌باشد. در این مقاله ضمن معرفی سبک رهبری خدمتگزار، کاربردها و ویژگیهای آن ارائه می‌‌شود.

مقدمه
واژه “رهبری خدمتگزار” در سال 1970 توسط رابرت گرین لیف (R.GREENLEAF) در مقاله ای تحت عنوان “خدمتگزار در نقش رهبر” ابداع شد. این سبک از رهبری بیش از آنکه قابل آزمایش و جنبه تئوریک داشته باشد، بیشتر فلسفی است و همچنین به‌عنوان یک رویکرد بلندمدت، به لحاظ ایجاد تغییر و تحول در زندگی و حیطه شغلی به شمار می‌‌آید. او نتیجه نیم قرن تجربیات و یافته‌‌های خودش را در مقاله‌ای تحت عنوان ” خدمتگزار در نقش رهبر” آورده است. ایده او با خواندن رمانی به نام “سفر به شرق” پخته تر شد. این رمان، داستانی افسانه ای گروهی از افراد در جستجوی معنویت بود که در آن آقای “لیو” (LEO) نقش اصلی داستان را داشت و به عنوان خدمتگزار، افراد را کمک و حمایت می کرد. این سفر داشت خوب پیش می رفت تا اینکه لیو ناپدید شد. پس از چنین ماجرایی، افراد گروه تصمیم گرفتند خودشان به تنهایی راهشان را ادامه بدهند؛ اما بعد از مدتی آنها فهمیدند نمی‌توانند به تنهایی مسیر را ادامه دهند. گرین لیف بعد از خواندن این رمان، به این نکته دست یافت که معنای هرمنوتیکی “لیو” این است که یک رهبر بزرگ، در ابتدا از طریق خدمت به دیگران کار خود را شروع می کند و این حقیقت ساده‌‌ای است که در بزرگ بودن رهبر وجود دارد. بنابراین رهبری صحیح از تمایل عمیق به کمک کردن دیگران، انجام می‌‌پذیرد و رهبران بزرگ جهت برآورده کردن نیازهای کارکنان، مشتریان و جامعه همچون خدمتگزار عمل می‌‌کنند و طبق نظریه جیم استوارت (بنیانگذار محفل رهبری) ریشه رهبری در تعهد به خدمت رسانی نهفته است.

رهبر و رهبری خدمتگزار
مفهوم رهبری خدمتگزار در اصل از نظریه‌ رهبری کاریزماتیک ناشی می‌‌شود و طبق نظر بسیاری از صاحبنظران، انگیزش اولیه برای رهبری، میل به خدمت است. گرین لیف که ابداع کننده چنین سبک رهبری است، فلسفه آن را ” توجه داشتن به دیگران و توانایی بالا برای خدمت کردن به آنان” بیان می‌‌کند و رهبران خدمتگزار را چنین تعریف می‌کند: “رهبران خدمتگزار روی خدمت‌رسانی به دیگران تأکید می‌‌کنند و منافع شخصی را فدای منافع دیگران می‌کنند تا افراد از درایت و اختیار و سلامت بیشتری برخوردار شوند و خودشان تبدیل به رهبرانی خدمتگزار شوند”. او ادامه می‌دهد که فرایند رهبری خدمتگزار با یک احساس طبیعی شروع می‌شود که در آن فرد می‌‌خواهد در ابتدا خدمت‌‌رسانی کند سپس با یک انتخاب هوشمندانه، مشتاق می‌‌شود که افراد را رهبری کند. همان طور که معلوم شد این شخص با کسی که فقط رهبر است فرق دارد و تفاوت آن از اینجا روشن می‌شود که رهبر خدمتگزار در ابتدا به رفع احتیاجات اولیه افراد می‌پردازد. گرین لیف همچنین بیان می‌کند که بهترین آزمون برای اینکه بدانیم رهبری خدمتگزار وجود دارد، این است که این سؤالات پرسیده شود: آیا افرادی که به آنها خدمت رسانی می‌شود رشد شخصیتی پیدا کرده‌اند؟ آیا افرادی که به آنها خدمت‌رسانی می‌‌شود سالمتر، خردمندتر، آزادتر و مستقل‌‌تر شده‌‌اند؟ آیا افراد خودشان تبدیل به رهبرانی خدمتگزار شده اند؟ آیا افراد سودمندتر شده اند و یا اینکه حداقل زیان نکرده اند؟ از رهبری خدمتگزار تعریفهای زیادی شده است. لوب (LAUB) دراین زمینه می‌گوید: “یک مفهوم و تمرینی از رهبری است که رهبر، ارزشها و توسعه و مصلحت افراد را مدنظر می‌‌گیرد و رهبر قدرتها را بین افراد تقسیم می‌‌کند و سعی می‌کند انتظار و هدف افراد سازمان را برآورده کند”. وی نیز در مورد رهبران خدمتگزار می‌‌گوید: “رهبران خدمتگزار کسانی هستند که نفع شخصی را کنار می‌‌گذارند و سعی می‌‌کنند نیازهای عاطفی، معنوی و فیزیکی دیگران را برآورده کنند”. همچنین دفت (DAFT) در سال 1999، چهار قاعده اخلاقی مربوط به رهبری خدمتگزار را بیان می‌‌کند که عبارتند از:
1- خدمت رسانی به دیگران (قبل از خدمت به خود)
2- گوش دادن به خواسته های دیگران و تصدیق گفته‌‌های آنان
3- ایجاد اعتماد در دیگران
4- رشد دادن افراد از طریق تغذیه روحی و روانی.
البته مهمترین عامل برای رهبر خدمتگزار، اعتمادسازی بین پیروان است که می توان از راههای زیر، این اعتمادسازی را ایجاد کرد:
1- اختیاردادن خالصانه به پیروان
2- به سرعت پیروان را درگیر کار کردن
3- متعهد و ثابت قدم بودن خود
4- توسعه مهارتهای رهبری و پرورش دادن ریسک
5- انتخاب یک سبک مناسب مدیریت.
با توجه به تعریف‌های یادشده، پرسشنامه ساده‌‌ای وجود دارد برای اینکه بدانید شما رهبری خدمتگزار هستید یا خیر؟ سؤالات این پرسشنامه را می توان به شرح موارد درپی آمده ملاحظه کرد:
1- آیا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، نفع شخصی را کنار گذاشته‌اید؟
2-آیا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، به عقاید و نظرات آنها گوش و ارزش می دهید ؟
3-آیا افراد باور دارند که شما به عنوان رهبر، از مشکلات زندگی آنها باخبر هستید؟
4- آیا وقتی افراد با مشکل روبرو می‌شوند، به نزد شما می آیند؟
5-آیا افراد با اختیار از دستورات شما پیروی می کنند؟
6- آیا وقتی با افراد هستید، آنها اهدافشان را در راستای هدفهای سازمانی می بینند؟
7- آیا افراد به دوراندیشی شما اطمینان دارند؟
8- آیا افراد باور دارند که شما می خواهید به آنها کمک کنید تا رشد و توسعه پیدا کنند؟
9- آیا افراد باور دارند به اینکه شما می‌خواهید سازمانی به وجود آورید که در جهان تفاوت اساسی داشته باشید؟
10-آیا وقتی افراد را رهبری می‌کنید، در آنها احساس قوی در ارتباط با سازمان به وجود می‌‌آید؟
هر کسی که به بیش از 7 مورد، جواب آری داده باشد، در راستای رهبری خدمتگزار قرار گرفته است. بنابراین به طور خلاصه، رهبری خدمتگزار وقتی ایجاد می‌شود، که رهبران فکر کنند در موقعیت یک خدمتگزار قرار گرفته اند و نفع دیگران را در درجه اول فعالیت خود قرار دهند و نیازهای آنها را برطرف نمایند. با توجه به گفته «نایر» تا زمانی که عامل موثر رهبری، قدرت باشد، ما نمی‌‌توانیم به استانداردهای بالاتری از رهبری دست پیدا کنیم، بلکه ما باید خدمت را در هسته­رهبری قرار دهیم تا جامعه به ترقی و پیشرفت دست یابد.

کاربردهای رهبری خدمتگزار
از سال 1970 کاربردهایی برای رهبری خدمتگزار در6 حوزه بیان شده است که به طور خلاصه به شرح آنها می پردازیم:

1) اولین حوزه مربوط به فلسفه و مدل سازمانی رهبری خدمتگزار است؛ بدین معنی که، کسانی از آن استفاده می‌‌کنند که برای کارهای سودمند تجاری، کار می‌‌کنند، همچنین سازمانهای غیرانتفاعی از قبیل بیمارستان، کلیساها و دانشگاهها آن را مورد استفاده قرار می دهند. کاربرد بدین صورت است که افراد، رهبری خدمتگزار را به عنوان یک راهنمای فلسفی قبول دارند. همچنین در سازمانها به عنوان بخشی از رسالت سازمان قرار گرفته است. البته امروز این سبک از رهبری بسیاری از متفکران، نویسندگان و رهبران را تحت تاثیر قرار داده است، به عنوان مثال مدیر عامل شرکت میلر هرمن (MILLER HERMAN) در این مورد بیان کرده است: “رهبری خدمتگزار نیاز دارد که احساس شده و باور و فهمیده و تمرین شود، “و همچنین پیتر سنگه نویسنده کتاب” پنجمین فرمان” به خوانندگان و افراد توصیه کرده است که در مورد رهبری، ابتدا باید کتاب گرین لیف؛ یعنی «رهبری خدمتگزار» مطالعه شود، چون طبق گفته های خودش مفید‌ترین بیانی است که او در مورد رهبری با آن برخورد کرده است.

2) دومین کاربرد رهبری خدمتگزار مربوط به نقش بنیادی آن برای “آموزش اعتماد سازی” است. گرین لیف در مقاله ای تحت عنوان “امانتداران در نقش خدمتگزاران” بیان کرد امانتدارانی که مثل رهبران خدمتگزار عمل می‌‌کنند می‌‌توانند سازمانهایی را به وجود بیاورند که از کارایی و کیفیت بالایی برخوردار باشند. لازم به ذکر است که در دهه گذشته یکی از صاحب نظران به نام لیلی اندومنت (LILLY ENDOWMENT) برنامه‌‌هایی را تنظیم کرده است که امانتداری را به عنوان یکی از وظایف رهبران خدمتگزار آموزش و تعلیم می‌دهد.

3) یکی دیگر از کاردبردهای رهبری خدمتگزار نقش عمیق آن در «سازمانهای رهبری ارتباطی» است که امروز تعدادی از گروههای رهبری ارتباطی، از منابع مرکز گرین لیف به عنوان آموزش و یادگیری استفاده می‌کنند. همچنین سازمانهای بین‌المللی رهبری ارتباطی، رهبری خدمتگزار را به عنوان مرکز ویژه برای فعالیت هایشان پذیرفته است و این سازمان در سال 1991 جایزه رهبری ارتباطی بین‌المللی را به رابرت گرین لیف هدیه کرد.

4) چهارمین کاربرد رهبری خدمتگزار مربوط به حوزه‌های آموزش تجربی است که این آموزش در بسیاری از دانشکده‌ها و دانشگاهها تدریس می‌شود. آموزش تجربی یا ” آموزش همراه با انجام کار ” در حال حاضر بخشی از تجربه آموزشی دانشجویان است. در دهه1980 گروهی از مربیان برنامه‌های آموزشی تحت عنوان “یادگیری خدمت” طرح ریزی کردند که ارتباطی بین مفهوم رهبری خدمتگزار و آموزش تجربی ایجاد کنند که این امر باعث شد در دهه گذشته، برنامه های آموزشی تجربی روی برنامه “یادگیری خدمت” تمرکزی ویژه داشته باشند.

5) پنجمین کاربرد رهبری خدمتگزار روی «برنامه‌های آموزشی و یادگیریهای متنوع دیگر» توجه دارد که این آموزش‌ها در رشته‌های مدیریت و رهبری در دانشگاهها و کالج ها انجام می‌‌شود. این کار موجب می‌شود بسیاری از دانشجویان و دانش آموخته‌ها، رهبری خدمتگزار را با رشته‌های مرتبط خود آمیخته کنند. اهمیت آن درحدی است که چندین کالج و دانشگاه، رهبری خدمتگزار را به عنوان یک رشته دانشگاهی پیشنهاد کرده‌‌اند و بسیاری از دانشجویان مقالات بسیاری در این موضوع نوشته‌اند. همچنین بسیاری از مشاوران و سازمانها، آن را به عنوان چارچوبی برای حمایت فعالیت‌هایشان قرار داده‌‌اند.

6) ششمین کــاربرد رهبــری خدمتگزار در حـوزه‌ «رشــد معنوی و شخصیتی افراد» از طــریق برنامه‌های مــوجود است. البته این کاربرد در راستــای عقیده چند تن از صاحبنــظرانی چون اسکـــات پک (Scott peck)‌، پالمر (Palmer)، و کوپر (Cooper) است که توسعه و گسترش استعدادهای بالقوه و روحانی بشریت را بیان می‌کنند. بنابراین رهبری خدمتگزار با تشویق افراد و سازمانهابه خدمتگزاری سبب می‌شوند تا افراد به رشد و سطح بالایی از کیفیت زندگی دست پیدا کنند و از این طریق جامعه و سازمانها را بهبود بخشند.

ویژگی‌های رهبری خدمتگزار
برای رهبری خدمتگزار ویژگی‌های متفاوتی توسط نظریه پردازان حوزه رفتار سازمانی ارائه شده است که از میان آنها به ده ویژگی که توسط کریتنر و کینیکی مطرح شده اشاره می‌‌شود:

1- شنیدن
رهبران خدمتگزار برای شناسایی و تشخیص خواسته‌‌های گروه در سازمان سعی می‌‌کنند خوب بشنوند.

2- همدلی
افراد سازمان نیازمند شناسایی و پذیرش از سوی رهبر برای داشتن روحیه ویژه و منحصر به فرد هستند. رهبران خدمتگزار در تلاشند تا با احساسات و عواطف دیگران همدلی کنند.

3- التیام بخشی

یادگیری برای التیام دادن افراد، نیرویی قدرتمند برای تغییر و یکپارچگی است. یکی از بزرگترین نقاط قوت رهبری خدمتگزار، آمادگی رهبران و کارکنان برای مواجه شدن با سختیهای احتمالی در آینده است.

4- آگاهی
آگاهی عمومی و بخصوص خودآگاهی، باعث تقویت بیش از پیش رهبران خدمتگزار می‌‌شود. این رهبران معمولاً با محدودیتها و نقاط قوت خود آگاه هستند.

5- مفهوم سازی
رهبران خدمتگزار هنگام تصمیم‌گیری‌ها و تلاش برای نفوذ بر دیگران ، بیشتر به ترغیب افراد می‌پردازند تا اینکه از قدرت و موقعیت خود استفاده کنند. آنها در ایجاد توافق در بین گروه به طور اثربخش عمل می‌کنند.

6- مفهوم سازی
رهبران خدمتگزار، تواناییهای خودشان را برای داشتن یک رؤیای متعالی پرورش می‌دهند. توانایی در نگاه به یک مسأله (یا سازمان) داشتن یک دورنمای مفهوم سازی شده ای است که باید از فراسوی واقعیتهای روزانه به وجود آید. این رهبران به دنبال ایجاد تعادلی مناسب بین گرایش مفهومی درازمدت و تمرکز روزانه (کوتاه‌‌مدت) هستند.

7- دوراندیشی
دوراندیشی یک نوع ویژگی خاصی است که رهبران خدمتگزار را قادر می‌‌سازد تا درسهای گذشته، واقعیتهای زمان حال و پیامدهای احتمالی یک تصمیم در آینده را درک کنند. این امر مستلزم داشتن یک ذهن شهودی است.

8- نظارت
رهبران خدمتگزار خود را ناظر بر افراد و منابعی می‌‌دانند که تحت کنترل و نظارت آنهاست.

9- متعهد نسبت به رشد افراد
رهبران خدمتگزار اعتقاد دارند افراد دارای ارزش ذاتی فراسوی همکاری محسوس آنها در سازمان به عنوان یک کارگر هستند. آنها سعی می‌کنند برای کارکنان خود فضایی را فراهم کنند که ضامن رشد فردی، حرفه‌ای و معنوی آنها باشد.

10- برقراری ارتباط
رهبران خدمتگزار برای ایجاد حس مشترک در درون و بیرون سازمان در پی شناسایی و تشخیص توانایی افراد سازمان هستند.

نتیجه‌‌گیری
با توجه به تفاوت‌های فراوان در ادراکها و نیازهای کارکنان در ابعاد بین‌‌المللی که سرمنشأ سبکها، روشها و دستاوردهای متنوع در زمینه‌ مدیریت و رهبری در کشورهای جهان است، دشواری و اهمیت کار مدیران سازمانهای فراملیتی در زمینه‌ یافتن راههای مناسب برای ایجاد انگیزه در کارکنان این قبیل سازمانها نمایان می‌شود. در واقع هنر مدیران فراملیتی در این است که نسبت به تفاوت‌های فرهنگی، انعطاف‌‌پذیری لازم را از خود نشان دهند، کارکنان خود را به خوبی بشناسند و از نیازهای آنان آگاه شوند. بنابراین در سازمانهای معاصر، اولین مزیت رهبران بزرگ برای برآورده ساختن نیازهای کارکنان، مشتریان و اجتماع این است که همانند افرادی خدمتگزار عمل می‌‌کنند.

منابع:
1- حسن پور، اکبر، «مدلی برای رهبری خدمتگزار»، مجله تدبیر، شماره 153، بهمن 83
2- رضائیان، علی، «مبانی رفتار سازمانی»، انتشارات سمت، تهران، 1380
3- زاهدی، شمس‌السادات، «بررسی تطبیقی سبکهای رهبری»، مدیریت دولتی، شماره 45 و 46، پاییز و زمستان 1378
4- کریتنر، رابرت و کینیکی، آنجلو، «مدیریت رفتار سازمانی» ترجمه: دکتر علی اکبر فرهنگی و دکتر حسین صفرزاده، انتشارات پیام پویا، تهران، زمستان‌84

* منابع انگلیسی در دفتر مجله موجود است.

برادری و شاخص های آن از دیدگاه اسلام

برادری بعنوان یک رابطه اجتماعی که برگرفته از فطرت انسانی می باشد دارای آثاری است که می تواند برنوع زندگی افراد تاثیر شگرفی داشته باشد، منبع پنهانی ارزش که با تقویت و پرورش آن رسیدن به رشد مستمر آسان می گردد. که در این دوران با دور شدن از اخلاق و فرورفتن درخودخواهی ناشی از تفکر مادی گری نسبت به آن غافل شده ایم. دراین مقاله بر آنیم که ضمن تعریف برادری از دیدگاه اسلام و بیان شاخص های آن با توجه به آیات و روایات، آثار اقتصادی آنرا مورد توجه قرار داده و اهمیت آنرا در بعد اقتصادی روشن نمائیم. شاید بتوان با حاکم کردن این روحیه میان افراد لذت زندگی دراین جهان فانی را بیشینه و با کمینه کردن هزینه های اجتماعی شاهد از بین رفتن فقر و کمبودها باشیم. اینک با هم مطلب را از نظرمی گذرانیم.

یکی ازتعالیم برجسته ادیان آسمانی چگونگی برخورد افراد با یکدیگر می باشد که در ادیان مختلف به صور گوناگون به آن پرداخته شده است. این مفهوم در یهودیت به عبارت هم دین گره خورده است که درپرتو آن چگونگی برخورد افراد با هم درجامعه یهودی معنا می یابد و دراسلام نیز در ضمن مفهوم اخوت که شامل معنای وسیعتر از برادری خونی و حتی برادری مذهبی یهودیت است شکل ویژه ای به روابط اجتماعی میان افراد می دهد.
از لحاظ لغوی اخوت مصدر اخ و به معنای برادری، دوستی و مصاحبت می باشد. 1برخی نیز براین باورند که معنای اصلی اخوت قوت و نیرو است که درآن مفهوم الفت، عطوفت و دوستی لحاظ شده است. 2
درادبیات اقتصادی سرمایه اجتماعی بعنوان یک از شاخص های کیفی تاثیر شگرفی بر متغیرهای اقتصادی دارد، براساس روحیه برادری شکل گرفته است. آنچه دراین مقاله سعی شده مورد التفات قرارگیرد، تعریف نوع رابطه برادری در اسلام و تاثیر آن بر رفتارهای اقتصادی خواهد بود. تا براساس آن به سوی جامعه آرمانی رهنمون گردیم. جامعه ای که درآن دیگر منیت جای ندارد و فرد مشکل دیگری را مشکل خود می داند و درحل آن از هیچ تلاشی فروگذار نمی شود.

برادری در قرآن
در قرآن کریم برادری بعنوان یکی از نعمت هایی است که خداوند برای مومنان در دنیا و آخرت قرارداده است 3 که تاثیر زیادی بر زندگی اجتماعی و روابط بین آنان و در نتیجه نحوه اداره جامعه اسلامی دارد. 3
قرآن با بیان های زیبا و شگرف وجود رابطه برادری را بین مسلمانان گوشزد می کند و در بخش های مختلف به بیان شاخص های برادری می پردازد 4که شاید با عمل به آنها زندگی مملو از خیر و خوبی برای خود به ارمغان بیاورند و زمینه های تحقق جامعه اسلامی که براساس وحدت و انسجام شکل می گیرد را ترسیم نماید. بالاخره با بیان انما المومنون اخوه به صورت صریح نوع رابطه بین مومنان را یادآور می شود که لازمه تحقق جامعه آرمانی می باشد. جامعه ای که در آن اصلاح و عدالت، مشارکت و تعاون، ایثار و مساوات، صلح و دوستی حاکم است جامعه ای دور از تهمت و غیبت. ظلم وفساد، کینه و بغض، حسد و بخل. امت واحده که برای رضایت الهی گام برمی دارد درحالیکه برای هم طلب آمرزش می کنند. 5

اقسام برادری در قرآن
1- برادری اعتقادی: این نوع برادری نشان دهنده نوع پیوند و ارتباط میان همه کسانی است که بر رای و عقیده واحد می باشند که در ضمن آیه 11 سوره حشر رابطه بین منافقان و کفار را نشان دهنده سوء نیست و نزدیکی آنها می باشد را بیان می کند. از سوی دیگر رابطه بین تبذیرکنندگان – کسانی که بیهوده و نابجا خرج می کنند – و شیطان را نوعی برادری می داند 6 چرا که تبذیر را کنشی شیطانی و رفتاری نابهنجار می داند که نشان دهنده همراهی و هم عقیده بودن میان آنها در ناسپاسی و کفران نعمت ها می باشد. از آنجا که اعتقادعام است فلذا شامل رابطه بین مومنان نیز می شود تا جائیکه براساس آن در روابط و برخوردهای خود نمونه از نعمت الهی برخود را ترسیم می نمایند و با حاکم شدن روحیه رحمت و مهربانی7 درمیان خود سعی در پیشبرد اهداف عالیه اسلام دارند. این نوع برادری یکی از کارآمدترین راهها برای اتحاد اجتماعی و همگرایی میان امت و بهترین راه برای گریز از زیانهای تفرقه و اختلافات است چرا که در سایه آن اتحاد و هم دلی و همکاری معنا می یابد و با حفظ توازن اجتماعی، عدالت و کاهش فاصله طبقاتی رخ می دهد. قرآن محور اصلی اتحاد و وحدت را در جامعه اسلامی، برادری اعتقادی می داند. ارتباطی که از ارتباط خونی قوی تر و اساسی تر است و هوی و هوس درآن خللی نمی تواند وارد کند.
2- برادری قومی: این نوع برادری نشان دهنده نوعی پیوند اجتماعی است که موجبات همبستگی ملی میان جوامع و نزدیکی همه افراد جامعه با هر عقیده و مذهبی به هم می شود و از آن جهت که برادری خونی را به تلاش وامی دارد تا به گردهم آمدن و همکاری نیازهای خود را برطرف سازند و برای رسیدن به سعادت دنیوی گام بردارند، مهم می باشد. این نوع برادری در قرآن با بیان برادری میان پیامبران الهی و قومشان بیان شده است. 8
3- برادری خونی: این نوع برادری که نشان دهنده معنای لغوی برادری است در ضمن داستان حضرت موسی (ع) و هارون به بهترین و کاملترین نوع ترسیم شده است تا آنجا که حضرت موسی برای پیروزی در مأموریت خود از پروردگار می خواهد که هارون را بعنوان پشتوانه و همراه او در عرصه این مسئولیت سنگین قرار دهد تا در سایه این همراهی و همکاری یاد خدا و تسبیح او زیاد گردد. 9
ژاک آنالی نویسنده فرانسوی با اشاره به برادری میان آنها می نویسد: «در کتاب مقدس نخستین زوج برادری که رقیب و دشمن یکدیگر نیستند زیرا هر یک برای انجام وظیفه اش نیاز به موفقیت آن دیگری دارد، موسی و هارون است که پس از پایان دوران تبعید وخروج از مصر، زمانی که در صحرای سینا مردمان کوچگر به سرزمین موعود او نزدیک می شوند، این نوع برادری، خود را نشان می دهد.
برادر بزرگ تر، هارون، از اینکه خداوند برادر کوچکترش را به عنوان پیامبری از سوی خود برگزیده حسادتی در دل ندارد و موسی که الکن است نیاز به هارون دارد تا با مردمش گفتگو کند. آن دو بواسطه روابطشان با هم تمامی شرایط ضروری برای پیدایش لحظات پیام آوری را فراهم می آورند و به برادری مفهومی تازه و کامل می دهند.»10
نمونه دیگر برادری در قرآن چگونگی برخورد هابیل با قابیل است. آنجا که در برابر تهدید به قتل قابیل، هابیل می گوید: ترس از پروردگار مرا به نیکی در برابر بدی می دارد چرا که عمل تو از روی حسد است و حسد از متقین دور است11.
در جای دیگر یوسف در برابر تمامی سختی ها و ناملایمات ها که به خاطر حسد برادران متوجه او شده است هنگامی که به قدرت می رسد دست به انتقام نمی زند و از تقصیر و ظلم آنها نسبت به خود می گذرد و آنها را می بخشد12 و به آنها غله کافی می داد تا در آن قحطی و خشک سالی در رفاه و آرامش باشند. قرآن با اشاره به این قطعه های تاریخی نمایشی زیبا از برادری ترسیم می نماید که نمایانگر عفو و گذشت در موضع قدرت و رفع کینه و حقه می باشد تا براساس آن روحیه عطوفت و برادری نسبت به هم افزایش یافته و به سوی جامعه عاری از تنش و ظلم گام برداریم.
در تعالیم قرآن رعایت اخلاق نسبت به دیگران ذاتی است. به خلاف یهودیت که رعایت اخلاق را نسبت به غیر از هم دینان لازم نمی شمارد بلکه بخاطر مصالح آنرا جایز می داند. قرآن مادامی که افراد به مقابله با دین نپرداخته اند و مؤمنان را از دیار و کاشانه شان بیرون نکرده اند از خوبی و رعایت عدالت نسبت به آنها نهی نمی کند13 و رعایت برادری را نسبت به هم نوعان لازم می شمارد. چرا که اسلام تنها سبب برتری را تقوی می داند14 نه چیز دیگر.

برادری در روایات
در روایات برادری با عنوان اخوت مطرح می گردد و ضمن برشمردن پاره از ویژگی های برادری حقوق آنها را نسبت به هم بیان می کند. نمونه آشکار آن در حدیثی از امام صادق(ع) است که نسبت برادری بین مؤمنان را همانند رابطه بین اعضا بدن می شمارد چنانکه اگر یکی از اعضا دچار عارضه شود درد آنرا جاهای دیگر بدن نیز احساس می کنند و با آن همدردی می کنند15.
در روایتی دیگر مؤمن را کسی می داند که چشم و راهنمای برادر خود باشد. نسبت به او خیانت و ستم روا نمی دارد، فریبش نمی دهد و اگر وعده ای داد به آن عمل می کند16.
در جای دیگر بدترین برادر را آن کسی می داند که مایه رنج و زحمت باشد17.
از سوی دیگر برای تشویق انسانها به حفظ رابطه برادری و افزایش روحیه همکاری و همیاری بین آنها برای برآورده کردن حوائج مؤمن ثوابهای بزرگی را یاد می کند تا افراد برای برطرف کردن حوائج مادی و معنوی برادران خود تلاش کافی را انجام دهند و در عوض آن خداوند را یار و مدد کار خود قرار دهند18. در این حالت است که هر فردی خوشبختی خود را در خوشبختی دیگری می یابد که این همان مفهوم برادری است.
در رساله حقوق امام سجاد(ع) برادر را باعث عزت و قوت فرد می شمارد که هم اوست در مبارزه با دشمن او را تنها نمی گذارد و با پند و اندرز او را در راه رسیدن به مطلوب یاری می رساند.

حقوق برادری
آنچه از روایات و آیات به دست می آید تقسیم حقوق برادری به شرح ذیل است:
1- کمک مالی: که بالاترین رتبه آن رفع حاجت برادر و مقدم کردن آن بر خویشتن است19. و حد پایین آن برآورده کردن نیاز او بدون اینکه درخواستی نماید، می باشد.
این نوع حقوق از مهمترین بعدهای برادری اسلامی است که در اسلام بر آن توجه خاص شده است تا جایی که برادری در بعد اقتصادی را از واجبات می داند و برخی معتقدند هیچ چیز همچون کمکهای مالی نمی تواند نگاهبان برادری باشد20.
فلذا ثروتمندان باید آنچه را که برادران مؤمن ایشان بدان نیاز دارند از قبیل خوراک و پوشاک، وسائل زندگی و درمانی و تعلیم و تربیت در اختیار آنان قرا ردهد تا آنها نیز در رفاه و آسایش قرار گیرند و کمبودی در زندگی خود احساس نکنند چرا که مال خود وسیله ای است برای آزمایش آنان که می تواند بهشت برین را برای آنان به ارمغان بیاورد.
2- کمک بدنی: تلاش در رفع نیازهای برادران و یاری رساندن به آنها حتی با یک لبخند می باشد فلذا محبوبترین مردمان نزد باری تعالی کوشاترین آنها در رفع نیازهای دیگران می باشد و برای آن پاداش و ثوابی عظیم قرار داده شده است21. در دوستی خود ثابت قدم باشد و با اندک ناملایمتی آن را قطع نکند بلکه با اغماض و ایثار آن را استحکام بخشد تا جائیکه در تاریخ آمده پیامبر نسبت به دوستان حضرت خدیجه نیز بعد از رحلت آن بانو محبت روا می داشت.
3- کمک زبانی: به زبان ابراز دوستی و دلسوزی نماید. او را نصیحت کند، اسرار او را حفظ نماید در برابر او تفاخر نکند و آینه تمام نمای او باشد22. و سبب رحمت و مهربانی نسبت به او باشد نه رنج و زحمت و اینکه آبروی او را آبروی خود بداند و در حفظ آن بکوشد. عذر او را بپذیرد و از لغزش های او بگذرد23. برای او در ایام حیات و پس از مرگ او همانگونه که برای خانواده خود دعا می کند، دعا کند24.
با نهادینه شدن این خصوصیت ها در درون افراد از نابهنجاری ها کاسته می شود و در پرتوی آن مشارکت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان افزایش می یابد که این خود زمینه ساز توسعه پایدار می باشد.

برادری و اقتصاد، در متون دینی
آنچه به صورت اجمالی می توان به صورت صریح درباره رابطه برادری اسلامی و اقتصاد بیان کرد اضافه بر حقوق مالی واجبی که برعهده هر مسلمان است مواردی است که به آن اشاره می کنیم.
1) برآوردن حاجت دیگری: اسلام برای برطرف کردن نیازهای دیگران اهمیت خاصی قائل شده است تا آنجا که ثواب آن را بیش از اعتکاف یک ماه در مسجدالحرام قرار داده است25. و با بیان های گوناگون این وظیفه خطیر رابه آنان گوشزد می کند چراکه شکرگذاری از نعمتی را استفاده صحیح از آن و بخشش آن به نیازمندان می داند، چنانچه امام علی(ع) می فرمایند: مؤمن نمی تواند سیر باشد درحالیکه برادر او گرسنه است26. و یا اینکه مسلمان نیست کسی که صبح کند درحالی که برای حل مشکل دیگران اهتمام نداشته باشد. فلذا آنچه در اسلام مطرح است علاوه بر رعایت اخلاق، پشتوانه بودن نسبت به هم و کمک به حل گرفتاری های دیگران می باشد تا دیگر هیچ ظلمی واقع نشود.
2) مواسات با نیازمندان: در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که سزاوار است مسلمانان نسبت به هم عطوفت داشته باشند و با نیازمندان مواسات داشته باشند27 که با برقرار شدن اصل مواسات و هم پشتی اقتصادی و معیشیتی روحیه برادری در میان آنها استحکام می یابد. 28 درجایی دیگر حق مسلمان را بر برادرش این می داند که اگر برادرش گرسنه بود سیر نخورد، اگر تشنه بود سیراب نشود و اگر جامه و لباس نداشت جامه زیادی نپوشد29. تا بتوانند سختی های او را درک کند و در حل مشکلات او را یاری رساند چنانچه امام علی(ع) می فرماید: دین سامان نمی یابد مگر با انصاف در برخورد و شریک کردن برادران در مال خود30.
3- ایثار مالی: مقدم کردن برادر بر خود و کمک برای حل مشکلات مالی دیگران تا در سایه آن فقر و بیچارگی ازبین برود و هر فرد خوشحالی خود را در خوشبختی دیگران جستجو کند تا جائی که حتی هزینه زندگی یکدیگر را تأمین کنند31.
اینجاست که در تعالیم دینی احتکار و ربا منع شده است و کمترین حق مؤمن بر برادرش این دانسته شده است که چیزی را او بدان بیشتر نیازمند است نزد خود نگاه ندارد32. تا براساس آن جامعه به سوی کمال خود رهنمون گردد و با شکر نعمت ها، نعمت فزونی یابد و زمین و آسمان برکاتش را برما ارزانی دارد.

آثار اقتصادی برادری اسلامی
1- رشد و توسعه: از آنجا که برادری پایه و اساس سرمایه اجتماعی33 است و این سرمایه به عنوان ثروت مولد جمعی و پنهانی مکمل سرمایه های فیزیکی است، پس با حاکم شدن آن در کنش های اجتماعی تنش ها کاسته می شود و انسجام و وحدت اجتماعی شکل تازه ای می گیرد که در این حالت هزینه مدیریتی کاهش می یابد فلذا زمان و سرمایه بیشتر به فعالیت های اصلی و پربازده سوق پیدا می کند و با استحکام و پایداری بیشتری می توان روبه رشد و توسعه همه جانبه گام برداشت.
با حاکم شدن روحیه برادری مشارکت و تعاون، مساوات، اعتماد و امنیت معنا پیدا می کنند که پایه و اساس رشد و توسعه اقتصادی اند. از سوی دیگر با حاکم شدن برادری آنچه بیش از سود و منفعت فردی حائز اهمیت است، منفعت جمعی و حاکم شدن سعادت و خوشبختی در جامعه است که در پرتوی آن منفعت فرد نیز افزایش می یابد و سبب می شود که جامعه با سرعت بیشتری به سوی رشد و توسعه همه جانبه گام بردارد…
برادری اضافه بر اثرات ساختارگرایانه بر جامعه و فراهم کردن زمینه های لازم اجتماعی برای رشد و توسعه می تواند مشکلات سرمایه ای طرح های اجتماعی را با کمترین هزینه حل نماید و سرمایه های مادی مورد نیاز آنها را تأمین کند. چنانچه در اسلام قرض الحسنه، مشارکت و دیگر عقود اسلامی مطرح می گردد که متناسب با فعالیتهای اقتصادی سود افراد تعیین می شود و بار مالی اضافی ناشی از بهره در آن جایگاهی ندارد.
2- عدالت و رفع فقر: اسلام براساس روحیه برادری جامعه را ترسیم می کند که براساس آموزه های آن تمامی مردم برای اقامه قسط و عدالت کوشش نمایند34. چرا که با حاکم شدن روحیه ایثار و خیرخواهی دیگر حسد، حرص و خودخواهی جایی در میان روابط بین افراد نخواهد داشت و با توزیع مجدد درآمدها از طریق حقوق مالی واجب و مستحبی کاهش فاصله طبقاتی امکان پذیر می گردد. چرا که در نظام برخواسته از برادری و نوع دوستی، مصرف به خودی خود هدف نمی باشد بلکه ابزاری برای رشد و تکامل است که در حد کفاف مورد توجه قرار می گیرد. فلذاست که فردی هنگامی که خود را در برابر محرومان و فقرا مسئول بداند سعی در برطرف کردن نیازهای آنان به طرق مختلف می نماید و هر فردی از استفاده دیگران از نعم الهی خشنود شده چرا که رفع فقر را سبب بهره مندی بیشتر از مواهب الهی می داند.
ژاک آتالی می نویسد: برادری مفهومی انسانی به ابدیت می دهد و برای هر نسلی فرصتی فراهم می آورد که خوشبختی خود را در خوشبختی دیگری بجوید و برای دیگری دنیایی بهتر از آنچه خود دریافت کرده باقی بگذارد35.
برادری سبب می شود که فرد با تصویر دیگری از زندگی، سعادت خود را سعادت دیگری بداند آنچنانکه منفعت کسی که از تلفن برخوردار است در اینست که افراد بیشتری تلفن داشته باشند چرا که در اینصورت منفعتی که نصیب او می شود، بیشتر خواهد بود. فلذا با حاکم شدن برادری هر فرد برای اینکه از زندگی خود لذت ببرد خواهان رفع فقر و فلاکت می باشد که این بدون توزیع مجدد درآمدها و برقراری عدالت امکان پذیر نمی باشد.
3- افزایش درآمد ملی: یک نمونه برادری که قرآن از آن بعنوان برادری منفی یاد می کند برادری مبذرین و شیاطین است36 که سبب از بین رفتن منابع لازم می گردد که این خود سبب عدم کارایی می باشد. از سوی دیگر در تابع مصرف کل جامعه اسلامی طبق تعالیم اسلامی، مصرف مستقل از درآمد ملی است و در حد کفاف می باشد و متناسب با هر فرد تغییر می کند37. با حاکم شدن روحیه برادری دیگر منابع به صورت غیربهینه هدر نمی رود بلکه باتوجه به نیازها مصرف می شود. حاکم شدن روحیه نوع دوستی و عدم تمامیت خواهی و خیرخواهی سبب گسترش امنیت در جامعه می شود که این خود تأثیر شگرفی بر رشد سرمایه گذاری و در نتیجه افزایش درآمد ملی دارد38. از سویی شاخص های برادری دارای اثرات غیرمستقیم زیادی بر افزایش تولید و درآمد و کاهش هزینه ها دارد. سرمایه اجتماعی بعنوان یک دارائی جمعی که تحت مالکیت فرد نمی باشد بلکه از همراهی و همدلی آنها با یکدیگر بدست می آید زمینه ساز استفاده بهینه از سرمایه های انسانی و فیزیکی و در نتیجه افزایش بازدهی آنها می شود که این خود سبب بالفعل شدن توانایی های بالقوه جامعه و افزایش درآمد ملی می گردد.
4- اشتغال: یکی از آثار برادری، تلاش در رفع نیازهای دیگران است. چه بسا بتوان با سرمایه های کوچک اشتغال ایجاد نمود و با آموزش و بالا بردن سطح معلومات زمینه های مناسب برای کارآفرینی را ایجاد نمود. از سویی ممکن است افراد خود توانایی برای ایجاد اشتغال داشته باشند که با بدست آوردن سرمایه های مورد نیاز خود آن طرح ها ایجاد گردد. نه اینکه با حاکم شدن ربا در جامعه بسیاری از طرح ها فاقد توجیه اقتصادی باشند که در این صورت بسیاری از افراد با استعداد از کار باز بمانند.
سرمایه اجتماعی بعنوان یک منبع غیررسمی می تواند بسیاری از ضعفهای دولت را در تأمین مالی صنایع و ایجاد اشتغال جبران کند چنانکه دکتر محمد یونس در بنگلادش با تأسیس بانک GRAMEEN برای تأمین مالی کشاورزان فقیر توانست نقش تأثیرگذاری بر رشد و اشتغال در مناطق محروم داشته باشد. باید توجه داشت با وجود فقر وام گیران در حدود 98% وامها باز پرداخت شدند در حالیکه چیزی جز اعتماد که برخاسته از روحیه برادری است باتوجه به حداقل شرایط ضمانتی در ادامه کار این بانک تأثیر نداشته است.
5- رفاه: مکاتب مختلف به طرق گوناگون خواهان حاکم شدن رفاه و خوشبختی در جامعه اند در حالیکه غافلند که می توانند با حاکم کردن روحیه برادری در جامعه رفاه را با کمترین هزینه در جامعه ایجاد نمایند. چرا که در این حال هر فردی بفکر رفاه و خوشبختی دیگری است. چرا که سعادت خود را در گرو سعادت دیگری می داند و خود آنان در پی ایجاد آن بوسیله طرح های اجتماعی عام المنفعه می باشند همچنانکه در اسلام سنت وقف براساس روحیه برابری و برادری شکل گرفته است تا افراد با کمترین هزینه منافع جمعی را بیشینه نمایند و لذت بهره مندی را به همدیگر بچشانند.
آنچه در اسلام بعنوان شاخص های برادری بدان تأکید شده است اموری است که انسانها را برای تحقق جامعه آرمانی خالی از هرگونه زشتی یاری می دهد تا در پرتو آن زندگی دنیایی را به بهترین وجه تجربه نمایند. برادری در تعالیم اسلام در یک کلام خلاصه می شود و آن پسندیدن هر آنچه برای خود می خواهیم برای دیگران تا بهشت در زمین ترسیم گردد.
آنچه در ادبیات امروز اقتصادی بعنوان سرمایه اجتماعی مطرح است خود برگرفته از همین تعالیم است که مشترک تمامی ادیان آسمانی است از این رو است که برادری را هدفی برای تمدن و نه حالتی از طبیعت می دانند که باید براساس آن قوانین حاکم بر بازار نیز تغییر یافته و به رشد و سعادت انسانها توجه نماید.
با حاکم شدن روحیه برادری دیگر شاهد قتل و عام، عقب ماندگی و کمبودها نخواهیم بود چرا که با عقب ماندگی گروهی، خود را از سعادت دور می بینیم. پس می توان گفت تنها راه برون رفت از مشکلات پیش روی بشر ایجاد انگیزه برادری میان افراد و ملتها می باشد تا خودخواهی ها و ظلم از جهان محو شود و همگان به سعادت دنیوی و اخروی رهنمون گردند تا با لذت بردن دیگران اززندگیشان خود نیز زندگی بهتری را تجربه کنند.

* پاورقی در دفتر روزنامه موجود است.

فراخوان مقاله کنگره بین المللی تاریخ پژوهی

دومین کنگره بین المللی تاریخ پژوهی 7 شهریور 1395 در مرکز همایش های بین المللی دانشگاه شهید بهشتی برگزار می شود.

به گزارش باشگاه اندیشه، فراخوان مقاله دومین کنگره بین المللی تاریخ پژوهی منتشر شد.

براساس این فراخوان، پژوهشگران، استادان، دانشجویان و صاحبان فکر و قلم تا 31 خرداد 1395 فرصت دارند چکیده مقالات خود را در محورهای زیر به دبیرخانه این کنگره ارسال کنند.

1. تاریخ اسلام:
ویژگی های جغرافیایی و مشخصات طبیعی، انسانی، اجتماعی و سیاسی شبه جزیره عربی پیش از اسلام
ظهور اسلام
پیامبر اکرم(ص) از تولد تا بعثت
تاریخ اسلام در دوره مکی
اسلام در دوره مدنی
بزرگان یهود در مکه
غزوه تبوک تا رحلت پیامبر
خلافت پس از پیغمبر(ص)
حوزه اسلامی پس از شهادت حضرت علی(ع)
شیعه و فرقه های اسلام
امامت و امامان
مهدویت

2. تاریخ ایران (تاریخ باستان، تاریخ ایران پیش از اسلام، تاریخ ایران پس از اسلام، تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی و پس از آن)
ایران پیش از آریایی‌ها / ایلامیان
تاریخ ایران پیش از اسلام (ماد، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان)
تاریخ ایران پس از اسلام (ایران در دوران خلافت، امویان، عباسیان، ایران در دوران حکومت‌ های محلی، طاهریان، صفاریان، سامانیان، زیاریان، بوییان، غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایران در دوره مغول، ایلخانیان، ایران در دوران ملوک‌ الطوایفی، اتابکان فارس، جلایریان، چوپانیان، سربداران، تیموریان، مرعشیان، کیائیان، قراقویونلو، آق‌ قویونلو، هزاراسپیان، ایران در دوران حکومت‌ های ملی، صفوی، افشاریان، زند، قاجار، پهلوی)
جمهوری اسلامی (حیات و اندیشه حضرت امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، آرمان ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی)

3. تاریخ جهان
«پس از یخبندان: مسکون شدن زمین»، «خروج از گل و لای: زراعت و گله‌داری پس از عصر یخبندان»، «دره‌های رودخانه‌ای بزرگ: تغییرات شتابان و دولت‌های در حال پیدایش»، «تمدن‌های متوالی: بلندپروازی و بی‌ثباتی»، «بازسازی جهان: بیداری‌ها، نوآوری‌های جدید و حدود آنها»، «مکتب‌های مهم»، «امپراتوری‌های بزرگ»، «جهان پس از امپراتوری‌ها: مشکلات امپراتوری‌ها در اوراسیا و آفریقا، حدود 200 تا 700 میلادی»، «ظهور ادیان جهانی: مسیحیت، اسلام و آیین بودا» و «بازسازی جهان: نوآوری و نوسازی مرزهای محیطی در اواخر هزاره اول».

«مبارزه با انزوا: حدود 1000 تا 1200 میلادی»، «مرزهای صحرانشینان: دنیای اسلام، بیزانس و چین، حدود 1000 تا 1200 میلادی»، «جهانی که مغول‌ها ساختند»، «انتقام طبیعت: طاعون، سرما و مرزهای فاجعه در قرن چهاردهم»، «دنیاهای در حال توسعه: تجدید قوا در اواخر قرن چهاردهم و پانزدهم»، «جولانگاه امپراتوری‌ها: امپراتوری‌های جدید در قرن شانزدهم و هفدهم»، «انقلاب اکولوژیکی قرن شانزدهم و هفدهم»، «انقلاب‌های فکری: دین و علم در قرن شانزدهم و هفدهم»، «دولت‌ها و جوامع: تغییرات سیاسی و اجتماعی در قرن شانزدهم و هفدهم» و «انگیزه رشد: اقتصاد جهانی در قرن هجدهم».

«عصر تعامل جهانی: گسترش و برخورد امپراتوری‌ها در قرن هجدهم»، «مبادله روشنگری: اندیشه قرن هجدهم»، «جایگزین نیروی عضلانی: انقلاب انرژی»، «قالب اجتماعی: کار و جامعه در قرن نوزدهم»، «استیلای غرب در قرن نوزدهم: انتقال قدرت به غرب و ظهور استعمار جهانی»، «اوضاع در حال تغییر: تحولات سیاسی قرن نوزدهم»، «ذهنیت قرن بیستم: علم غربی و دنیا»، «نظم و بی‌نظمی در جهان: خط مشی سیاسی جهان در قرن بیستم»، «در پی مدینه فاضله: جامعه مدنی در قرن بیستم» و «زیست‌کره محصور: محیط زیست قرن بیستم».

30 تیرماه 1395 مهلت نهایی ارسال متن کامل مقاله می باشد.

تارنما: www.hrconf.ir
رایانامه: info@hrconf.ir
نشانی دبیرخانه: تهران، جاده لشگرک، خیابان نخل، مجتمع نخل، طبقه 3
تلفن تماس: 02532929368
تلفاکس: 02122457754

با انتخاب لینک کانال تلگرام در قسمت «صفحه اینترنتی مرتبط» به ما ملحق شوید.